الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

90

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

على عليهما السلام كنار آن حضرت بود ؛ نگاهى به مردم مىكرد و نگاهى به حسن ، و مىگفت : اين پسر من به يقين آقاست و باشد كه خداوند به وسيلهء او بين دو گروه بزرگ از مسلمانان را صلح دهد . و همين روايت را جنابذى نيز نقل كرده است . « 1 » 37 - و نيز از ابوهريره روايت كرده ، مىگويد : من هيچ وقت حسن بن على عليهما السلام را نديدم مگر اينكه اشك از چشمانم فرو ريخت ! اين بدان جهت بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزى از خانه بيرون شد و مرا در مسجد ديد ، دست مرا گرفت و به من تكيه داد ، سپس به راه افتاد تا به بازار بنى قينقاع رسيديم ، چيزى با من نگفت و گردشى كرد و نگاه كرد ، برگشت ، من هم همراه ايشان برگشتم ، پس آمد و داخل مسجد نشست در حالى كه زانوى خود را در بغل گرفته بود ، سپس گفت : بگو : آن بچه پيش من بيايد ! حسن عليه السلام دوان دوان آمد تا در دامن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قرار گرفت ، شروع كرد دستش را داخل محاسن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىكرد ، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دهانش را باز مىكرد و حسن دهانش را داخل دهان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىكرد ، و سه مرتبه گفت : پروردگارا ! من او را دوست دارم و دوستداران او را نيز دوست دارم . « 2 » 38 - و از عبدالرّحمان بن عوف نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : عبدالرّحمان ! آيا نمىخواهى تعويذى را به تو بياموزم كه ابراهيم عليه السلام پسرش اسماعيل عليه السلام و اسحاق عليه السلام را با آن تعويذ مىكرد : و من نيز بدان وسيله پسرانم حسن و حسين عليهما السلام را تعويذ مىكنم ؟

--> ( 1 ) - كشف الغمّه : 1 / 519 . ( 2 ) - كشف الغمّه : 1 / 522 .